X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 12:38 ق.ظ

با عرض سلام خدمت دوستان میدونم پست های قبلیم خیلی خشن و ناراحت کننده بودن اما چه کنم که روزگار همینه برای همین این پست رو به دور از اعترض و خشونت نوشتم تا شاید پست های قبلی رو جبران کنه اول یه توضیح بدم چرا اسم وبلاکم رو ستاره نیمه شب گذاشتم ؟ من عاشق نصفه شب هستم از ساعت 1 به بعد وقتی همه خوابن آرامش سکوت صلح دنیا یه رنگ بوی دیگه میگیره رنگ آرامش همونجر که خدا تو قرآن میگه((و شب را مایه آسایش و راحتی قرار دادیم)) من شب ها تا ساعت دو یا سه همیشه بیدارم چون این موقع بهترین زمان برای فکر کردن هستش به نظر من آسمان نیمه شب خیلی قشنگتر از روز هستش چون روز هیچ رازی توش نیست چون همه جا روشنه اما نیمه شب پر از رازه تاریکی و روشنای با هم مخلوطن وقتی به چراغ تو نیمه شب نگاه میکنی به این موضوع پی میبری که چطور نور و تاریکی دارن با هم میجنگن برای برتری و یا ستاره ها با آسمان تاریک همش در حال جنگن و..............

آسمان در غم من می بارد

در دلم غوغایی است

نیمه شب بار دگر بیدارم

در چه فکرم این بار

چه کسی دل معشوقه نگارم دزدید؟

باز هم در دل تنهایی شب ها گیجم

آن نگار زیبا،چشم براه چه کسی دوخته است

نفس زیبایش ،زیر انفاس کدامین نفسی سوخته است؟

همه جا زیبا بود، تا کمی خوابیدم

تا که از راه رسید، آن سوار بی رحم

       با همان اسب سفید

همه جا زیبا بود، تا که یک روز قشنگ

نه ببخشید شبی بود که رفت

      یک شب نحس و بلند

شب پایان همه خاطره ها

یکدم از خواب پریدم که دگر یار نبود

رد پایش پیدا،اثری از دل و دلدار  نبود

بر لب پنجره تنهایی،دست خطی زیبا،

آخرین خاطره ء معشوقم

و خدا حافظی خاموشی،

که مرا تنها کرد

من شب رفتن یارم به اسف بار ترین زمزمه ها نالیدم

پس از آن نیمه شبان در فکرم

                    که چرا خوابیدم

                                                                        "نیما-د"    از وبلاک شعر نامه



del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo